سيد محمد كمره اى
287
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
گلوله به شش من زدند و خوب شدم . آقاى نجفى هم فرمودند كه تو را خداوند حفظ كرده . گفتم يا آقاى نجفى شما را مسخره كرده يا خودش نفهميده خداوند چه جهت داشت كه تو را حفظ نمايد . از اين مقولات صحبت . اعتماد الملك بناى دفاع گذاشت ، اما دفاع او بوى مدفوع مىداد . بعد آخوند رفت نزد نصرت الدوله . قوام الدوله گفت گمانم اين است نوهء شريف العلماء خراسانى باشد . قوام الدوله و اعتماد الملك را هم نصرت الدوله گويا خواست ، آنها هم بلند شده رفتند . وساطت سالار لشكر براى پيوستن من به تشكيلىها بعد با سالار لشكر كمكم صحبت به ميان آمد تا اينكه از من پرسيد اين كابينه در نظر شما چه موقعيت دارد ؟ گفتم مثل ساير كابينهها كه نمىتوانند براى مملكت كارى بكنند . بعد اظهاراتى كرد كه شما چرا با دمكراتها يكى نمىشويد و با آنها كار بكنيد ؟ گفتم از آنها بپرسيد . چون من نه آنها را خائن و نه خادم به وطن مىدانم . نمىشود با آنها كار كرد . آنها منافع خصوصى درنظر دارند . من ذىنفع نيستم . گفت شما امروزه وارد به آنها بشويد و سمت مصلحت و صالحيت را به خود قرار دهيد . آنها هم با كمال ميل و منت شما را براى اطاعت مىپذيرند . بالاخره از اين صحبتها خيلى شد تا نزديك ظهر ، چون روزه [ بودم ] و حال نداشتم ، خواستم بلند شوم . گفتم اگر ممكن است شاهزاده نصرت الدوله را هم صورتا ديده سلامى نمايم و الا سلام مرا خدمتشان عرض نمائيد و بلند شدم . درخواست از نصرت الدوله براى كمك به آزادى محبوسين گفت صبر نمائيد تا خدمتشان عرض نمايم . بعد رفته به فاصله كمى نصرت الدوله آمد ؛ احوالپرسى و ماچ و بوسه نموده نشستيم . خيلى مسرور شد كه من اظهار ميل به ملاقات او نمودم . بعد عنوان محبوسين را نمودم كه مىخواهم آنها مرخص و به دست شما مرخص شوند . نظر شاه دربارهء كميته مجازات بعد تفصيلى از اقدامات خودش كه شاه با اينها شخصا طرف [ است ] . قطعنظر از كميته مجازات بودن آنها براى آنكه آنها را طرفدار جمهوريت و ضديت با